سازمان فرهنگی ورزشی ارومیه

اخبار و رویداد ها

اخبار و رویداد ها

فلسفه ازدواج، موانع و راهکارها

فلسفه ازدواج، موانع و راهکارها

 

چکیده

ازدواج نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و میزان اندیشه و تدبر در آن در میزان پیشرفت یا انحطاط و صعود یا سقوط جامعه تاثیر دارد. ازدواج دارای آثار و نتایج بسیاری است؛ از جمله: ارضای غریزه جنسی، تولید و بقای نسل، تکمیل و تکامل انسان، آرامش و سکون، پاک دامنی و عفاف و نتایج متعدد دیگر. نتایج اطلاعات متعددی که در مورد ازدواج انجام شده بر اهمیت آن در سلامت جسمانی و روان‏شناختی تأکیده کرده‏اند. در دهه‏های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان بالینی و خانواده به کیفیت روابط زناشویی، رضایت زوجین و تأثیر آن در سلامت خانواده جلب شده است. زندگی مشترک افقی است روشن و جلوه‏گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن‏که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی‏ها و مهارت‏های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. پژوهش‏های به عمل آمده نشان می‏دهد که با ثبات‏ترین ازدواج‏ها آن‏هایی هستند که زن و شوهر بیش‏ترین شباهت‏ها را با هم داشته‏اند که نمونه بارز آن پیوند آسمانی حضرت علی (ع) با فاطمه (س) برترین بانوی جهان، در نخستین روز از آخرین ماه سال قمری (ذیحجه) می‏باشد.

واژگان کلیدی: فلسفه ازدواج، شناخت و عشق، ازدواج سفید، موانع ازدواج، ازدواج آسان. 

مقدمه

ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی می‏شود. ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در فرهنگ‏ها و کشورهای مختلف برقرار می‏شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و غالباً توسط مراسم عروسی رسمی می‏شود، که به آن زناشویی هم گفته می‏شود. معمولا عمل ازدواج باعث بوجود آمدن، هنجار یا الزامات قانونی می‏شود. مهم‏ترین نکته برای داشتن یك ازدواج موفق این است که "شناخت" مقدم بر "عشق" باشد. به عبارت دیگر، یك انتخاب درست بر مبنای شناخت شکل می‏گیرد و بعد از شناخت طرف مقابل، عشق به وجود می‏آید. از پیش شرط‏هایی لازم برای رسیدن به شناخت قبل از ازدواج مهم‏ترین قدم، رسیدن به خود آگاهی و طی کردن مراحل خودشناسی است. فرد باید قبل از هر انتخابی، نقاط ضعف و قوت خود را به طور کامل بشناسد، هدف و ارزش‏های زندگی‏اش را مشخص کند و با شناسایی ملاک‏های یك انتخاب موفق دست به انتخابی شایسته بزند. روانشناسان معتقدند فردی می‏تواند انتخاب شود و دست به انتخاب بزند که مراحل پنج‏گانه بلوغ (رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی، عاطفی و روانی) را گذرانده باشد. البته نمی‏توان این موضوع را نادیده گرفت که هیچ انسانی کامل نیست و باید فردی را انتخاب کنیم که تا حد ممکن به ایده‏آل‏های ما نزدیك باشد و هیچ صددرصدی وجود ندارد [2].

اسلام - به عنوان یک مکتب آسمانی- ازدواج را نه تنها کاری محبوب و مقدس دانسته، بلکه جوانان را مؤکدا بدان توصیه کرده است. هر ازدواجی دارای اهداف خاص خود است، ولی در این میان، برخی از اهداف کم ارج و کم اهمیت و در نتیجه، ناپایدارند و نمی‏توانند برای همیشه و یا حتی مدتی دراز خوشبختی زوجین را تضمین کنند. برخی نیز ارجمند، مهم و در نتیجه پایدارند. بنابراین، شایسته است ازدواج با توجه به این اهداف در نظر گرفته شود. ازدواج از این نظر که عاملی برای نجات از آلودگی، موجبی برای نجات از تنهایی و سببی برای بقای نسل است، خودداری از آن همیشه سبب ایجاد بی‏تعادلی، نابهنجاری رفتاری و زمانی هم فساد شخصیت و حتی بیماری جسمی می‏گردد. بنابراین، بهترین و بالاترین نعمت‏ها برای هر زن و مرد از نظر اسلام تشکیل خانواده است. گمان نمی‏رود از بین مکاتب و مذاهب، هیچ مذهبی به اندازه اسلام درباره ازدواج بحث کرده باشد. ازدواج از نظر اسلام امری مستحب، مورد تاکید و از سنن انبیا علیهم السلام معرفی شده و جوانی که بدان تن دهد در حقیقت، همگام با آفرینش و سعادتمند است. ازدواج از نظر اسلام پیمان مقدسی است که برقراری آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات، سنن و قوانین خاصی صورت می‏گیرد. معمولا می‏گویند که خانواده مسئول بسیاری از عیوب و بدبختی‏های جامعه است. این مطلب قابل قبول است، ولی در عبارتی گویاتر و رساتر می‏گوییم: در واقع، عدم خانواده به معنای واقعی کلمه است که مسئول عیوب و بدبختی‏هاست و این اغلب بدان دلیل است که در تشکیل آن فکر و هدف ارزیابی شده وجود نداشته است. خانواده از قدیم الایام، مرکز هرگونه ثروت اجتماعی و کانونی برای تولید و پرورش شخصیت‏هاست، سرنوشت و حیات آن به سرنوشت و حیات جامعه بستگی دارد و نقش آن در وحدت و عظمت یک جامعه فوق‏العاده اساسی است. لذا، چنین مهمی را نمی‏توان به مسامحه و سهل انگاری نگریست. انسان در زندگی نیازهایی دارد که باید تامین شود و همان‏گونه که از نظر غذا و دوا و لباس و مسکن نیازمند است، از نظر غریزه جنسی و دیگر غرایز فکری و اخلاقی نیز نیازمند است.

 

فلسفه و هدف از ازدواج

هدف از ازدواج هم برای مرد و هم برای زن، پاسخ مثبت دادن به سنت الهی و تولید نسل است. لذا، هر دو در این زمینه بر یک عقیده‏اند. فلسفه ازدواج بر اساس این دو مبنا ملاک دین و نجابت است. در نتیجه، هدف از ازدواج و تولید نسل، مقدس می‏گردد و هیچ یک از مادیات ملاکی برای آن به حساب نمی‏آید. اصولا فلسفه خلقت زن و مرد (زوجیت) تولید مثل است، همان‏گونه که این زوجیت در سایر حیوانات و حتی گیاهان نیز وجود دارد. نکته اصلی که باید در ازدواج مورد توجه هر دو طرف باشد دین و کمال است [12]. از این رو، از روایات نقل شده از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام چنین بر می‏آید که هر کس ممکن است به یکی از این چهار دلیل ازدواج کند: 1) پول، 2) دین، 3) زیبایی، 4) شهرت و عنوان. بین این چهار هدف، دین از همه بالاتر و بهتر است.

اما به طور کلی، ضرورت‏های ایجاب‏کننده ازدواج عبارت است از [10و 11]:

الف) ضرورت‏های فردی:

  1. پاسخ مثبت به فطرت: انسان به حکم فطرت، دارای غریزه جنسی است و طبیعت و فطرتش ایجاب می‏کند که رشد نماید، به سوی کمال برود و وقتی رشد یافت و به درجه کمال رسید ارضا و اقناع شود. بر این ‏اساس، برای حفظ جان و تعادل نظامات روانی، ضروری است که آدمی به ازدواج تن دهد.
  2. موجبی برای بروز استعدادها: استعدادها برای بروز و تکامل خود نیازمند محیطی امن و آرامند. ازدواج برای جوان آرامش و آسایش ایجاد می‏کند، استعدادهای او را به حرکت در می‏آورد و به او امکان می‏دهد که از آن به نیکی بهره‏برداری کند.
  3. موجب امنیت و آسایش: اصولا «بلوغ» یعنی شکوفایی غریزه، چه برای پسر و چه برای دختر که همراه بحران است. ازدواج این بحران را تسکین می‏دهد، برای جوان محیط امن و آرام ایجاد می‏نماید، در سایه وجود عواطف خانوادگی، روح سرکش او مهار می‏شود و موجباتی برای برخورداری او از نیروی فکری فراهم می‏شود.
  4. موجب نجات از تنهایی: به عقیده دانشمندان و فلاسفه، انسان موجودی مدنی الطبع و بالفطره اجتماعی است. از این رو، محتاج پناه و یاور و یاری دلدار است. ازدواج این فایده را دارد که آدمی را از تنهایی و اعتزال نجات دهد و همدلی در کنار او، در بستر او و در آغوش او قرار دهد تا وجودش را عین وجود خود بداند و در غم و دردش شریک باشد.

ب) ضرورت‏های اجتماعی:

ازدواج هرچند از یک نظر، مسئله‏ای شخصی و خصوصی است، ولی از نگاهی دیگر، دارای جنبه و اهمیتی اجتماعی می‏باشد. بر این اساس، ازدواج از ارکان مدنیت و راهی مطمئن برای تامین آسایش جامعه و رفاه بشریت است. سود و زیان ازدواج تنها متوجه زوجین نیست، بلکه افراد اجتماع نیز به گونه‏ای از آن برخوردار می‏شوند.

بی‏تردید، ازدواج رابطه‏ای است که طرفین ربط را تا حد زیادی از بی‏بند و باری و روابط نامشروع و انحرافات اخلاقی و جنسی مصون می‏دارد. این موضوع به تناسب حال طرفین و محیط اجتماعی و امکان انجام سایر گناهان متفاوت است. هم‏چنین سایر جنبه‏های شخصی و اجتماعی نیز در این زمینه مؤثر می‏باشد که گاهی این عمل سبب مصونیت انسان از نیمی از گناهان و معاصی و گاهی بیش‏تر است. لذا، در بعضی از روایات ازدواج را وسیله حفظ نیمی از دین و برخی روایات، دو سوم دین بیان کرده‏اند [3].

زندگی هر یک از زن و شوهر منقسم به دو قسم است: 1) روابط داخلی و خانوادگی؛ 2) روابط خارجی و اجتماعی.

بنابراین، زن صالح در خانواده وسیله تحقق سعادت مرد در نیمی از زندگانی او و مرد نیکوکار برای زن وسیله سعادت نیمی از روابط حیاتی اوست؛ زیرا ازدواج وسیله موفقیت هر یک از طرفین در مقدار زیادی از وظایف عبادی خواهد بود که در روایات ائمه اطهار علیهم السلام به نیمی از دین تعبیر شده است.

ج) ضرورت‏های مذهبی:

ضرورت‏های مذهبی ازدواج از دو جنبه قابل بررسی‏اند: از جنبه آیات و از جنبه روایات.

  1. ازدواج در آیات: این سؤال همواره مطرح بوده است که چرا خداوند انسان‏ها و یا حیوانات و حتی گیاهان را زوج آفرید؟ فلسفه زوجیت انسان‏ها، گیاهان و حیوانات چیست؟ در پاسخ به این سؤال، به اجمال می‏توان گفت که فلسفه زوجیت در انسان‏ها به ازدواج باز می‏گردد. اما پس از آن، این سؤال مطرح می‏گردد که آیا ازدواج فقط برای تأمین غریزه جنسی است؟ آیا برای شروع مسائل اجتماعی است؟ آیا برای ایجاد انس میان دو زوج مخالف با هم است؟ در پاسخ باید گفت که خیر، هدف از ازدواج این مسائل نیست. فلسفه ازدواج چیز دیگری است و آن امتداد نسل، بقای آن و اتمام ترکیبات عاطفی زن و مرد به دلیل تولید مثل می‏باشد، همان‏گونه که در برخی از آیات به این مطلب اشاره شده است: خداوند در سوره نساء، آیه 7 می‏فرماید: «ای مردم، بترسید از پروردگار خود که شما را از یک تن آفرید و از او جفتش را بیافرید و از آنان مردان و زنان بسیاری گسترانید و بترسید از خداوندی که از او و از ارحام پرسش می‏شود. خداوند بر شما نگاهبان است». در آیه 11 سوره شوری نیز می‏فرماید: «او پدید آورنده آسمان‏ها و زمین است. برای شما از جفت خودتان همسرانی قرار داد و از جنس حیوانات نیز جفت‏هایی آفرید تا بر شما بیفزاید و نسل تکثیر پیدا کند. همانند او چیزی نیست. او شنوای بیناست [1].
  2. ازدواج در روایات: اسلام در این زمینه، دو دسته را مخاطب قرار داده است و ازدواج را به آن‏ها توصیه می‏کند:
  • کسانی را که به قصد ارضای غریزه شهوت و محافظت از آلودگی ازدواج می‏کنند، ولی از پیدایش نسل جلوگیری می‏نمایند.
  • کسانی را که علاوه بر ارضای غریزه شهوانی، قصد تشکیل خانواده نیز دارند و در نتیجه، خواهان نسل هستند. اما به طور کلی، دسته دوم بیش‏تر مورد خطاب‏اند؛ زیرا خانواده بدون فرزند در همان وصلت و گوشه حجله، بدون استمرار و دنباله خلاصه می‏شود.

نظر به وجود منافع و اهمیت‏های ازدواج است که اسلام آن را تایید کرده و ضرورت آن را در درجه اول اهمیت و مورد تاکید قرار داده است. ضرورت‏های ازدواج از نظر اسلام به قرار ذیل است:

  • محبوب‏ترین بنا: بنای تشکیل خانواده در اسلام محبوب است، تا آن‏جا که هیچ سازمان و بنایی نزد خدا محبوب‏تر از آن نیست. لذا، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‏فرمایند: «نزد خداوند هیچ بنایی محبوب‏تر از خانه‏ای نیست که از طریق ازدواج آباد گردد» [4].
  • عامل حفظ پاک دامنی و کسب اخلاق نیک: ازدواج از نظر اسلام وسیله‏ای برای پاک‏دامنی و پاک‏دامن زیستن است. رسول خدا صلی الله علیه و آله به زیدبن حارثه فرمودند: ازدواج کن تا پاک‏دامن باشی [3] و در سخنی دیگر، فرمودند: مردان را زن دهید تا خدا اخلاقشان را نیکو، ارزاقشان را وسیع و جوان‏مردیشان را زیاد گرداند [5]. در روایتی دیگر، به زنی که گفته بود، دیگر ازدواج نخواهم کرد، فرمودند: «ازدواج برای حفظ عفاف لازم است» [3].
  • عامل تکمیل دین: ازدواج غیر از ایجاد نظم در زندگی، وسیله‏ای برای حفظ و تکمیل دین است. بدان دلیل، ازدواج تکمیل‏کننده ایمان است که به وسیله آن، بسیاری از گناهان از وجود آدمی ریشه‏کن می‏شود و راه برای سعادتمندی او از هر سو فراهم می‏گردد. لذا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «هر کس ازدواج کند نیمی از دینش را باز یافته است» در جای دیگر، فرمودند: «هر کس در ابتدای جوانی ازدواج کند شیطان فریاد می‏کند: ای وای، دو سوم دین خود را از شر من حفظ کرد» [3].
  • موجب ازدیاد نسل: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «ازدواج کنید؛ زیرا من به زیادتی شما نسبت به امت‏های دیگر در قیامت مباهات می‏کنم» [4].
  • موجب ازدیاد مسلمانان: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «چه مانعی داردکه مؤمن زنی بگیرد تا خداوند فرزندی نصیبش کند که با کلمه لا اله الا الله زمین را گرانبار کند؟» [3].
  • موجب ازدیاد روزی: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «روزی را به وسیله زن گرفتن زیاد کنید» [3]. در حدیث دیگری، امام رضا علیه السلام می‏فرمایند: «اگر خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را پسندید او را اجابت کنید» [3]. در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «هر کس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستی ترک کند به خدا سوء ظن برده است، زیرا خداوند می‏فرماید: اگر (زن و شوهر) فقیر باشند خدا هر کدام را از کرم خود بی‏نیاز می‏کند. بنابراین، در هر صورت، روزی زن و مرد با خداست» [3].
  • نشانه پیروی از سنت پیامبر اکرم (ص): حضرت علی (ع) فرمودند: «ازدواج کنید، ازدواج سنت پیامبر صلی الله علیه و آله است» هم‏چنین می‏فرمودند: «هر که می‏خواهد از سنت من پیروی کند، بداند که ازدواج سنت من است» [3].
  • نشانه پیروی از سنت پیامبران: امام رضا (ع) فرمودند: «سه چیز از سنت‏های پیامبران است: استعمال عطر، ازاله موهای زاید و ازدواج کردن» [3].
  • موجب کسب طهارت معنوی: پیامبر (ص) فرمودند: «هر کس می‏خواهد خدا را پاک و پاکیزه ملاقات کند باید هنگام مرگ متاهل باشد» [3].
  • بهترین بهره و سود: امام رضا (ع) فرمودند: «پس از ایمان به خدا، هیچ انسانی بهره‏ای بهتر از همسری مسلمان به دست نیاورده است» [3].
  • گشودن درهای رحمت الهی: پیامبر (ص) فرمودند: «درهای رحمت آسمان در چهار موقع گشوده می‏شود: 1- هنگام باریدن باران؛ 2- وقتی که فرزندی (از سر مهر) به صورت پدرش بنگرد؛ 3- زمانی که در خانه کعبه گشوده می‏گردد؛ 4- در وقت اجرای عقد نکاح» [3].

 

تشابه هویتی از رازهای ازدواج موفق

بخش دیگری از موفقیت در ازدواج به تشابه هویتی بر می‏گردد. زوج‏ها باید در ۴ مورد حیاتی با هم شباهت داشته باشند:

  1.  اولین تشابه زن و شوهر تشابه "نظام ارزشی" است. اگر برای زن کسب ثروت و زندگی در رفاه ارزش اول باشد و برای شوهرش ادامه تحصیل و فعالیت علمی می‏توان گفت بین آن‏ها در نظام ارزشی تشابه هویتی وجود ندارد. هم‏چنین اگر ارزش غالب برای زن فعالیت‏های مذهبی و برای مرد ارزش غالب کسب درآمد و ثروت بدون توجه به موازین دینی باشد، اینجا هم تشابه هویتی وجود ندارد.
  2. دومین تشابه هویتی به تشابه پایگاه اقتصادی زن و شوهر برمی‏گردد. هرکس روش هزینه کردن خود را با توجه به پایگاه اقتصادی خود یاد گرفته و الگوی ذهنی او نیز در خرج کردن، الگوی خانوادگی است. بنابراین اگر دختری ثروتمند عاشق پسری فقیر یا در سطح متوسط و راضی به ازدواج شود این ازدواج به دلیل عدم تشابه هویت اقتصادی والدین آن‏ها در معرض تهدید و بایکویت خانواده دختر و تلخ‏کامی ابتدای زندگی مشترک خواهد بود. تفاوت پایگاه اقتصادی اغلب زمینه اختلاف‏های خانوادگی را به وجود می‏آورد. شك و شبهه، نظر داشتن به پول خانواده همسر و نیز عدم امکان خرج کردن پا به پای خانواده همسر پولدار از مواردی است که معمولا به چشم می‏خورد.
  3.  سومین تشابه، تشابه اجتماعی است. مشابهت سطح تحصیلات زن و شوهر یکی از شاخص‏های تشابه هویت اجتماعی است. تفاوت زیاد در سطح تحصیلات همسران می‏تواند به عنوان زمینه‏ای برای بروز اختلافات بعدی مطرح باشد. در این زمینه نیز مردان دوست ندارند از نظر تحصیلات پایین‏تر از همسران‏شان باشند. اغلب ازدواج دانشجویان با یک‏دیگر در این زمینه شانس موفقیت بیشتری را نشان می‏دهد. آمارهای غیررسمی حاکی از جدایی‏های بسیار اندک ازدواج‏های دانشجویی در مقایسه با ازدواج‏های دیگر جامعه است.
  4. چهارمین شاخص تشابه هویتی را می‏توان در تشابه فرهنگی دانست. در هر شهر و روستایی آداب و رسوم و الگوهای پذیرفته شده‏ای وجود دارد که برای مردم آن منطقه ارزشمند است. معمولا ازدواج با همسری از شهر و دیار دیگر می‏تواند زمینه‏ساز اختلاف باشد. گاهی عدم درک فرهنگ طرف مقابل و نیز گاهی تصورات غلط برتری شهری بر روستایی یا برتری فرهنگ یك شهر بر شهر دیگر می‏تواند از عوامل زمینه‏ساز اختلاف زناشویی به شمار برود [2].

 

فصل‏های عشق

یک رابطه، مانند باغچه‏ای می‏ماند. اگر قرار است که رونق بگیرد، باید به‏طور مرتب آبیاری شود. با در نظر گرفتن فصل‏ها و تغییر آب و هوا باید توجه خاصی به آن بکنیم. دانه‏های جدیدی باید کاشته شود و علف‏های هرز باید بیرون کشیده شود. همین‏طور هم برای زنده نگه داشتن جادوی عشق، باید فصل‏های آن را درک کرده نیازهای مخصوص عشق را بپرورانیم.

  • بهار عشق: عاشق شدن مثل فصل بهار است. احساس می‏کنیم که انگار تا ابد شاد خواهیم بود. تصورش را نیز نمی‏توانیم بکنیم که یارمان را دوست نداشته باشیم. این روزگار معصومیت ماست. انگار عشق ابدی است. روزگار سحرآمیزی است چراکه همه چیز بی‏عیب و ایراد است و بی‏هیچ تلاشی بدست می‏آید. انگار که ما کاملا برای هم ساخته شده‏ایم. بی‏هیچ تلاش خاصی و با هماهنگی می‏رقصیم و به‏خاطر خوش‏اقبالی خود شادمانی می‏کنیم. 
  • تابستان عشق: در طول تابستان عشقمان، متوجه می‏شویم که یار ما آنقدرها هم که فکر می‏کردیم بی‏ایراد نیست و ما باید روی رابطه‏مان کار کنیم. نه‏تنها یار ما از سیاره‏ای دیگر است بلکه او انسانی است که اشتباه می‏کند و در بعضی موارد عیب و نقص دارد. کلافگی و یأس ظهور می‏‏کند. علف‏های هرز را باید از ریشه بیرون کشید. زیر آفتاب داغ، گیاهان نیاز به آبیاری بیشتری دارند. دیگر آسان نیست تا عشق بورزیم و محبتی را که نیازمندیم، دریافت کنیم. ما کشف می‏کنیم که همیشه شاد نیستیم و احساس عشق نمی‏کنیم. این تصویری از عشق ما نیست. خیلی از زوج‏ها در این مرحله سرخورده می‏شوند. آن‏ها نمی‏خواهند روی رابطه‏شان کار کنند. آن‏ها به‏طور توهم‏انگیزی توقع دارند که در تمام مدت فصل بهار باشد. آن‏ها یار خود را مقصر دانسته وا می‏دهند. آن‏ها متوجه نیستند که عشق همیشه به آسانی به‏دست نمی‏آید؛ گاهی هم زیر آفتاب داغ زحمت زیادی باید کشید. در فصل تابستان عشق، لازم است که نیازهای همسرمان را بپرورانیم و همین‏طور هم عشقی را که نیاز داریم طلب کنیم و بدست بیاوریم. این مسئله به خودی خود پیش نمی‏آید. 
  • پاییز عشق: چون در طول تابستان به باغچه خود رسیدگی کرده‏ایم، حالا می‏توانیم محصول زحمت خود را برداشت کنیم. پاییز از راه رسیده است. با پذیرفتن و درک عیب‏های خود و همسرمان، عشق کامل و بالغ‏تری را تجربه می‏کنیم. زمان شکرگزاری و سهم بردن فرارسیده است. با سخت کوشی که در طول تابستان داشتیم، اکنون می‏توانیم استراحت کرده از عشقی که خالقش بوده‏ایم لذت ببریم.
  • زمستان عشق: سپس، دوباره هوا تغییر می‏کند و زمستان فرا می‏ر‏سد. در تمام مدت سرما و ماه‏های بی‏ثمر زمستان، تمام طبیعت در لاکش فرو می‏رود. اکنون زمان استراحت، اندیشه و تجدید نظرهاست. در روابط، این زمانی است که ما دردهای التیام نیافته و یا سایه‏ای از خود را تجربه می‏کنیم. زمانی است که سرپوش‏ها برداشته می‏شود و احساسات جریحه‏دار می‏شود. این زمان رشد ما در انزواست و نیاز داریم تا برای کسب عشق و تکامل، بیشتر از همسرمان به خود امید داشته باشیم. وقت بهبود است. این زمانی است که مردها درون غارشان به خواب زمستانی می‏روند و زن‏ها در قعر چاه خود فرو می‏روند. بعد از اینکه در طول زمستان تاریک عشق، محبت دیده و درمان شدیم، بهار ناگزیر برمی‏گردد. بار دیگر ما از نعمت امید، عشق و فراونی امکانات سرشار می‏شویم. بر اساس شفای درونی و کندوکاو روح خود در این سفر زمستانی، ما قادر می‏شویم تا صادق و بی‏ریا شده بهار عشق را احساس کنیم [7].

 

تصمیم‏گیری برای ازدواج

بر اساس اصل تناسب گفته می‏شود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط مادی، فرهنگی و شخصیتی، تحصیلی متناسب با یک‏دیگر باشند ازدواج موفق‏تری خواهند داشت و بر اساس اصل الویت‏بندی گفته می‏شود چون در عمل، امکان ازدواج با فردی که از تمام جنبه‏ها مطابق با شرایط و مدارک فرد باشد کم است، بنابراین توصیه می‏شود با اولویت‏بندی و امتیازدهی به هر یك از جنبه‏های مورد ملاک، تصمیم‏گیری را انجام دهند. این نوع اولویت‏بندی در کلیه تصمیم‏گیری‏ها مورد نظر است [6].

 

موانع ازدواج و برخی پیامدهای تجرد از دیدگاه آیت الله سیدمحمد حسینی شیرازی

براساس آمار و اطلاعات بدست آمده، عزوبت (مجرد ماندن دختران و پسران) مشکل مشترک کشورهای اسلامی است؛ و البته دختران بیش از پسران از زیان‏های بوجود آمده در این زمینه، آسیب می‏بینند. این آفت از زمانی پدید آمد و دامن گسترد که تقلید از غربِ مادی‏گرا، تمام جوامع اسلامی را فرا گرفت و آنان قوانین اسلامی را ترک کردند؛ قوانینی که ره آورد قرآن بود و رسول خدا و اهل بیت پاکش آن‏ها را تبیین کردند. البته این مشکل یک مشکل انسانی است؛ چون همه دختران و پسران را با هر گرایش و اعتقاد در بر می‏گیرد.

مانع اول: لغو قانون جواز تملک زمین‏های بایر؛ مانع دوم: امت پراکنده اسلامی؛ مانع سوم: از میان رفتن برادری اسلامی؛ مانع چهارم: محدودیت‏های بی‏اساس قانونی؛ مانع پنجم: بی‏کاری.

 پیامد اول: مشکلات بی‏شمار اجتماعی؛ پیامد دوم: ترک حجاب؛ پیامد سوم: گسترش فحشا؛ پیامد چهارم: استمناء؛ پیامد پنجم: شیوع هم جنس گرایی میان زنان؛ پیامد ششم: شیوع هم جنس گرایی میان مردان؛ پیامد هفتم: ابتلا به بیماری‏های گوناگون [8].

 

موانع ازدواج دختران و پسران از دید خود آن‏ها

مطالعات ملی نشان می‏دهد در حالی که «نداشتن ثبات شغلی» پس از «بیکاری» از مشکلات و موانع اصلی ازدواج پسران از منظر کل جوانان است. «آزاد نبودن در انتخاب همسر دلخواه» پس از «پیدا نکردن فردی که به عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد» مهم‏ترین مانع ازدواج دختران جوان به شمار می‏رود. کل جوانان «نبود حس مسئولیت‏پذیری در فرد» را مانع ازدواج برای دختران و «نداشتن توان مالی کافی» برای پسران می‏دانند و پس از آن پسران «پیدا نکردن فردی که به عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد» را دارای اهمیت دانسته‏اند. پس از این عامل در حالی که «عدم امکان تهیه مسکن مناسب» به عنوان یکی از مشکلات پسران برای ازدواج است. «بی‏برنامه بودن در زندگی» برای دختران از مشکلات اصلی ازدواج مطرح می‏شود. «وجود ملاک‏های سخت‏گیرانه خانواده» در ازدواج برای دختران، بیش از پسران تبدیل به مشکل شده است. درحالی که از منظر پسران جوان کشور، برای پسران «شروط دست و پاگیر خانواده دختر» در رتبه بالایی از موانع ازدواج قرار دارد. برای دختران «سخت‏گیر بودن در انتخاب همسر» در رتبه بالا قرار می‏گیرد. گفتنی است «نقص جسمانی»، «عدم بلوغ شخصیتی کافی در فرد» و «ناتوانی والدین در راهنمایی برای ازدواج» در میان دختران در این سلسله مراتب دارای رتبه بالاتری است. در حالی که «نداشتن کارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت» برای پسران به عنوان مانع ازدواج مطرح است، دختران دارای مشکلی به نام «ناتوانی مالی والدین در تدارک ازدواج» برای فرزندان هستند و «فراهم نبودن جهیزیه» برای دختران مطرح می‏شود. این در شرایطی است که با وجود مانعی به نام «اولویت دادن به ادامه تحصیل» برای ازدواج دختران، پسران به ادامه تحصیل به عنوان مانعی برای ازدواج نگاه نمی‏کنند. در حالی که از سوی جوانان «فراهم نبودن وسایل زندگی» مشکل پسران برای ازدواج است و دختران «محدود بودن دایره انتخاب همسر» را مشکل خود می‏دانند. درنهایت دختران بیش از پسران به «بلوغ شخصیتی کافی در فرد» برای ازدواج اهمیت می‏دهند [2].

 

 

 

روابط دختر و پسر قبل از ازدواج

شریعت مبارک اسلام روابط دو جنس مخالف را با توجه به حد و حریمی تعریف می‌کند و در سنّت و سیره‌ی حضرت رسول (ص) به آن پرداخته شده است، ‌که لازم است ما نیز به عنوان پیرو آن مکتب به رعایت آن همت گماشته و سعی در انتقال آن ‌به نسل آینده خود داشته و بدان وسیله گامی در جهت اصلاح و سلامت جامعه برداشته باشیم،‌ در حقیقت با اهمال و بی‌توجهی در این مسیر ‌امت اسلامی به سوی هرج و مرج و انحطاط اخلاقی ‌کشانده خواهد شد. در دین اسلام روابط بین دختر و پسر به طور کلی ممنوع نگردیده است بلکه حدودی برای آن مشخص شده، ‌به طوری که در آن نه افراطی باشد و نه تفریطی، ‌یعنی همان خط اعتدال. اگر کوتاهی در اجرای حدود خداوند در این مسئله صورت گیرد چه خواهد شد؟ در این صورت ما را به سوی اوج فساد و انحطاط جامعه سوق خواهد داد یعنی به سوی بی‌اخلاقی و تجاوز به فرامین خداوند متعال. ما بسیاری از دختران و پسران را ‌می‌بینیم که ‌در ‌چنین شرایطی هستند و ظاهرا هیچ‏گونه راهنمایی و راهکاری برای آنها ارائه نمی‌شود. آیا این عدم ارائه راهنمایی به آن‏ها به کمبود دین در ارائه ‌الگوی درست و به‌جا بر می‌گردد؟ در حالی که برای هر مسئله‌ای در سیره حضرت رسول(ص) و قرآن الگو و اسوه‌ای ارائه شده ‌است و این ‌به دوری ما از قرآن و سنت و تقلید‌های کورکورانه از دنیای جدید بر می‌گردد نه به نقص در دین‌.

تحقیقات نشان می‏دهد که انگیزه‌های اصلی برقراری ارتباط در پسران مسئله جنسی، عاطفی و شناخت جنس مخالف است. شواهد بسیار زیادی وجود دارد که زنان بسیار کمتر از مردان مشتاق درگیر‌ شدن در چنین روابطی هستند. نتایج مطالعه‌ای هم نشان داده است مردانی که تن به روابط جنسی بی‌قید می‌دهند، به رابطه جنسی زود‌هنگام، نیز به داشتن چندین دوست از جنس مخالف تمایل دارند. خانواده می‌تواند نقش مهمی در پیش‏گیری از انجام روابط قبل از ازدواج داشته باشد. بنا بر برخی تحقیقات دیگر هم، سطح بالای ارتباط و مکالمه والد و نوجوان با سطح پایین قرارگیری در معرض ارتباط جنسی مخاطره‌آمیز در ارتباط است.

وجود رابطه گرم و همراه با پذیرش والدین و عامل کنترل به ترتیب به عنوان عوامل مهم در پیش‏گیری از رفتارهای مخاطره‌آمیز در نوجوانان دختر شناخته شده است، چنان‌چه بیش‏ترین رفتارهای مخاطره‌آمیز دختران، در بین افرادی با ویژگی روابط سرد و طرد‌کننده با والدین بوده و کنترل در خانواده آن‏ها از نوع اجبار و زور است. ارتباط نوجوانان با والدین در مورد روابط قبل از ازدواج بسیار ضعیف است. اگر چه رعایت آداب و سنن اجتماعی یکی از چارچوب‌های نظری تفکر در جامعه ایرانی محسوب می‌شود؛ اما نوجوانان در دوره گذار قرار دارند که ممکن است بعضی از این سنن را نپذیرند و در برخی موارد رفتار آن‏ها برخلاف هنجار جامعه باشد و این تضاد عقاید سبب دوری از خانواده و ارزش‌های جامعه می‌شود. عدم توانایی نوجوان در جایگزینی مناسب باور‌های جدید با قدیم موجب می‌شود فرهنگ‌پذیری در ایران متاثر از فرهنگ غربی شود. در مطالعه‌ای در تایوان دریافتند که ناتوانی جامعه در تطابق با گذار نسلی، ارتباط نامناسب نوجوان با والدین، میزان بروز بارداری‌های ناخواسته را در نوجوانان افزایش داده است.

 

 

 

ازدواج سفید و زندگی سیاه

ازدواج سفید اصطلاحی است که این روزها مسئولان و رسانه‎‎های کشور برای توصیف و دستهبندی شکلی از روابط میان دختران و پسران استفاده میکنند که عنصر نکاح دایم در آن وجود ندارد. در این نوع رابطه، رابطه عاطفی و زناشویی، حمایتها و کنترلهای معمول زوجین، بدهبستانهای مالی، و سطحی از رفت و آمد با دوستان نزدیک و گاه خانوادهها وجود دارد. دختر و پسری، بدون عقد دایم و بیآنکه مراسم عروسی برگزار کنند، آپارتمانی اجاره کردهاند و با هم زندگی میکنند. به علت تابوهای ریشهدار اجتماعی که زندگی طرفین این رابطه را در بر میگیرد اغلب از جزئیات آن چیزی نمیدانیم. همه چیز، از آمار واقعی این «هم‌باشی»ها تا آسیبهای احتمالیاش، در هالهای از ابهام قرار دارد و در نبود شفافیت فقط به اظهار نظرها و هشدارهای کلی اکتفا میشود. عدهای آن را ازدواج سیاه و معادل نوعی روسپیگری میدانند، گروهی آن را به بیمسئولیتی و بیتعهدی جوانان ربط میدهند، و برخی آن را به ماجراجویی‎‎های آن‏ها تقلیل میدهند. هر چه هست، دامنه تعابیر و تفاسیر آن گسترده است. دشواری تعریف دقیق این شکل از رابطه، که اساسا میل به ماندن در حوزه خصوصی دارد، خاص جامعه ما نیست. در دهه ۱۹۷۰ در امریکا، مناظرات آکادمیک جدی در میان جمعیتشناسان و جامعهشناسان این کشور بر سر تعریف این روابط و اینکه باید آن‏ها را وضعیت «گذار» به ازدواج دیرهنگام تلقی کرد یا اساسا جایگزینی برای نهاد خانواده، در جریان بود. بر مبنای گزارشهایی که از نقاط مختلف جهان وجود دارد، این شکل از رابطه میتواند بسیار کوتاهمدت، مقدمهای برای ازدواج دایم، یا شکل بلندمدت «همباشی» طی سالها با تقسیم مسئولیتهای اجتماعی و اقتصادی میان یک زوج باشد.

فشارهای خانوادگی برای رعایت «آداب و سنن» معمول ازدواج از عللی است که افراد را ناگزیر از نادیده گرفتن این موانع و انتخاب این سبک زندگی میکند. نکته دیگری که عامل ترجیح این شکل از زندگی به ویژه در نظر زنان بوده است این است که آن را نسبت به ازدواج و زندگی خانوادگی وضعیت برابرتری در نظر می‌گیرند. عده‌ای از این هم فراتر می‌روند و این شکل رابطه را حتی متعهدانه‌تر از ازدواج رسمی می‌دانند. روشن است که اکثریت افراد جامعه به دلایل اخلاقی و عرفی با این روابط مخالف‌اند. اما مخالفت‌ها با این شکل زندگی صرفا به تعارضات و دغدغه‌های اخلاقی محدود نمی‌شود و گاه برخاسته از تجربه زیسته افراد در این نوع زندگی است. آنچه در حرف‌های مدافعان این سبک زندگی مزیت این نوع رابطه تلقی می‌شود می‌تواند به سادگی به عکس خود بدل شود. به عبارت دیگر، مخفیانه بودن این شکل از زندگی همان اندازه که امکان فرار افراد از قوانین ناظر بر ازدواج یا سنت‌های دست‌و‌پاگیر را فراهم می‌کند و به زعم بسیاری رهایی‌بخش تلقی می‌شود، می‌تواند نقطه ضعف این روابط نیز باشد. افراد بیش‏ترین آسیب‌ها را از جایی می‌بینند که اتفاقا در شروع، نقطه قوت و امتیاز این روابط تصور می‌کردند. به دلیل فقدان حمایت‌های خانوادگی، شبکه روابط اجتماعی و از همه مهم‌تر، حمایت‌های قانونی از این شکل زوجیت، افراد در مقابل آسیب‌های آن سکوت می‌کنند. خشونت‌ها و سوءاستفاده‌های احتمالی معمولا بیان نمی‌شود و این امر به ویژه زنان را در وضعیت آسیب‌پذیری قرار می‌دهد [9].

 

 

 

ازدواج آسان

نهادهای سیاست‏گذار در حوزه ازدواج طی سال‏های اخیر نسبت به تاخیر سن ازدواج هشدار داده و حتی برخی آمارهای مربوط به طلاق را نگران كننده خوانده‏اند. كاهش ازدواج و تمایل نداشتن جوانان به زندگی زناشویی و روی آوردن به زندگی غیرطبیعی تجرد، فاجعه بزرگی برای جهان بوده كه دامن‏گیر انسان قرن ما شده است. جامعه ما در عصر حاضر به دلیل وجود برخی موانع شاهد فرار جوانان از ازدواج و تشكیل خانواده است [13]. در ادامه به چند راهکار فرهنگی و اقتصادی اشاره می‏کنیم [14]:

راهکارهای فرهنگی آموزشی:

  1. اقدام فرهنگی خصوصا از طریق رسانه‏ها
  2. سوق دادن نگرش خانواده‏ها در جهت اهمیت فوق العاده دادن به ازدواج فرزندان
  3. اعطاء بینش به جوانان در جهت تلاش برای رفع موانع فرهنگی ازدواج
  4. توجه دادن به خانواده‏ها در مورد صلاحیت تازه جوان‏ها برای ازدواج
  5. ممکن نشان دادن ازدواج آسان
  6. ترغیب شخصیت‏ها و متمکنین به انجام ازدواج آسان
  7. سعی در رفع ترس جوانان از ازدواج
  8. توجه دادن به خانواده‏ها در خصوص آثار منفی مهریه سنگین
  9. فعال‏سازی صاحبان سخن و قلم در جهت تسهیل ازدواج
  10. عدم پخش برنامه‏هایی که جوانان را از ازدواج باز می‌دارد
  11. آشنا کردن مردم با نظر دین در مورد آسان‏گیری ازدواج و هم‏چنین ارتقاء سطح ایمان آنان
  12. بررسی سیره اهل بیت علیهم السلام در مورد ازدواج آسان و بیان
  13. اصلاح فرهنگ شغلی
  14. نقد فرهنگ غلط لزوم ازدواج فرزند بزرگ‏تر قبل از کوچک‏تر
  15. نقد باور اهمیت بیش از حد به تحصیل برای دختران

راهکارهای اقتصادی:

  1. ایجاد فرصت‏های شغلی مناسب برای جوانان و محدود شدن اشتغال دختران توسط دولت
  2. حل مشکل مسکن جوانان توسط دولت
  3. کم کردن هزینه‏های مربوط به مراسم و خریدهای ازدواج با اختصاص سالن و فروشگاه‏های مخصوص و ...
  4. ترغیب خیرین برای کمک به ازدواج جوانان

 

 

نتیجه‏گیری

ازدواج مقوله‏ای است که با آن هر فرد، زندگی مشترک با جنس مخالفش را شروع می‏کند و این با اصول و قوانینی به ثبت می‏رسد و طرفین را الزام به تعهد می‏کند. آن کس که ازدواج نکند و تن به تشکیل خانواده ندهد، هم به خود جفا کرده است و هم به فردی دیگر از جنس مخالف که پاک دامن در انتظار همتای مؤمن برای تشکیل زندگی و بهره‏مندی از نعمت و آسایش آن است. البته شکی نیست که در انتخاب همسر باید طرقی اندیشید تا زندگی زناشویی دچار نابسامانی نشود و کودکان پای به جهان نهاده حاصل آن دچار افسردگی و ماتم نگردند. در راستای رسیدن به مرحله ازدواج آموزش‏ها و آگاهی‏های لازم به جوانان و نوجوانان ارائه شود تا ازدواج به طلاق ختم نشود هم‏چنین جهت ترغیب جوانان برای ازدواج فرهنگ‏سازی مناسب و حمایت‏های جدی‏تری لازم است تا آن‏هایی که نیاز به ازدواج دارند از راه‏های نامناسب (ازدواج سفید) وارد نشوند و زندگی خود را تباه نسازند. اصل دیگری که به فراموشی سپرده شده است ایمان و توکل به خداست که راه‏گشای بسیاری از ترس‏ها و موانع موجود قبل از ازدواج است.

 

منابع

  1. قرآن کریم.
  2. فاطمه شعیبی، ازدواج موفق، کتاب الکترونیکی،1392. www.ketabesabz.com
  3. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت، ج 20.
  4. میرزا آقا نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج 14.
  5. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 103.
  6. ریتزر، جورج ؛ نظریه‏های جامعه شناسی در دوران معاصر؛ ترجمه محسن ثلاثی.
  7. جانگری، مردان مریخی زنان ونوسی، ترجمه لوئیز عندلیب، اشرف عدیلی، نشرعلم، تهران، 1378.
  8. آیت الله سیدمحمدحسینی شیرازی، جوانان؛ ازدواج و راه‏کارها، ترجمه خوشنویس.
  9. سمیه قدوسی، فرنگیس بیات، ماهنامه زنان امروز، ازدواج سفید: درد یا درمان، شماره ۵، مهر ۱۳۹۳.
  10. دیدار آشنا، فلسفه ازدواج در اسلام، فروردین و اردیبهشت 1378، شماره 10. www.hawzah.net
  11. علی مشکینی، ازدواج در اسلام، ترجمه احمد جنتی، الهادی، قم، 1366.
  12. سید محمدتقی میرسعسعانی، یک روح در دو بدن، محمدی، تهران، بی تا.
  13. مریم حسین آبادی، راهكارهاي ترويج ازدواج آسان در جامعه، روزنامه رسالت، شماره 7150، 17/9/89، صفحه 7.
  14. مبلغان، ازدواج آسان، مهر و آبان 1386، شماره 96. www.hawzah.net

گردآورنده:مریم جعفری

 

فایل ها برای دانلود

Print
دسته ها: مقالات
کلمات کلیدی:

نوشتن یک نظر

نام:
ایمیل:
نظر:
افزودن نظر

نام شما
ایمیل شما
عنوان
پیام خود را وارد کنید ...
x
آمار بازدید
دی ان ان